تبليغاتX
طلوع سبز
قالب وبلاگ

طلوع سبز

سلام شیعه منتظر...خوش اومدی

*اول یه صلوات برای سلامتی حضرت مهدی (عج) بفرست*


[ چهارشنبه 13 مهر1390 ] [ 9:44 ] [ م.امیری ]
جوانی با چاقو وارد مسجدی شد و گفت:بین شما کسی هست که مسلمان باشد؟
همه با ترس و تعجب به هم نگاه کردند و سکوت در مسجد حکم فرما شد. بالاخره پیرمردی با ریش سفید از جا برخواست و گفت: آری من مسلمانم
جوان به پیرمرد نگاهی کرد و گفت:با من بیا...
پیرمرد به دنبال جوان راه افتاد و با هم چند قدمی از مسجد دور شدند. جوان با اشاره به گله گوسفندان به پیرمرد گفت که می خواهد تمام آنها را قربانی کند و بین فقرا پخش کند و به کمک احتیاج دارد.
پیرمرد و جوان مشغول قربانی کردن گوسفندان شدند ...
پس از مدتی پیرمرد خسته شد ...
به جوان گفت که به مسجد بازگردد و شخص دیگری را برای کمک با خود بیاورد.
جون با چاقوی خون آلود به مسجد بازگشت و باز پرسید:
آیا مسلمان دیگری در بین شما هست؟
افراد حاضر در مسجد گمان کردند که جوان پیرمرد را به قتل رسانده،
نگاهشان را به پیشنماز مسجد دوختند...
پیشنماز رو به جمعیت کرد و گفت: چرا به من نگاه می کنید؟
به عیسی مسیح قسم که با چند رکعت نماز خواندن کسی مسلمان نمی شود!!
[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 16:26 ] [ م.امیری ]
 

ما را به یک کلاف نخ آقا قبول کن

یـا ایّهـا العــزیز! أبانـا! قــبول کن

آهی در این بساط به غیر از امید نیست

یـا نـاامیدمــان ننـمـا یـا، قـبـول کن

از یـاد بـرده ایم شمـا را پـدر! ولی

این کودک فراری خود را قبول کن

رسم کریم نیست که گلچین کند، کریم!

مـا را سَـوا نکـرده و یک جـا قـبول کن

گر بی نوا و پست و حقیریم و رو سیاه

اما به جــان حضرت زهـرا قبـول کن

گندم که نه، مقام شما بود لاجَرَم

رمز هبوط آدم و حوّا، قـبول کن

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 16:21 ] [ م.امیری ]

شرکت FLY FEET کفشی را تولید کرده که در کف کفش کلمات زیر حک شده است !

الله ـ محمد - اسلام

این کفش هم اکنون در فروشگاه های کفش

به فروش می رسد

برای اطلاع رسانی بیشتر لطفا این مطلبو به وبلاگ خودتون منتقل کنید

[ دوشنبه 25 اردیبهشت1391 ] [ 16:5 ] [ م.امیری ]

از آن بانوى پهلو شكسته نقل كرده‏اند كه در روزهاى آخر عمر خواب ديدم پدرم را و به او از دست امت شكايت كردم آن حضرت به من فرمود: انك قادمة على عن قريب (1) تو به زودى به سوى من مى‏آيى.

بار ديگر خواب مى‏بيند ملائكه بسيارى به زمين فرود مى‏آيند و دو فرشته جليل‏القدر پيشاپيش آنها است كه او را به آسمانها بردند و قصرهاى عاليه بهشتى را به او نشان دادند و باغها و بستانهاى فردوس اعلا را به او نمودند... مى‏پرسد كه اين كاخ‏هاى عالى از آن كيست؟

مى‏گويند: اينجا فردوس اعلا است كه آخرين درجه بهشت است و اين همان نهر كوثر است كه متعلق به شما است. آن رسيده بزرگوار مى‏پرسد: اين ابى؟ پدرم كجا است؟ گفتند: هم‏اكنون وارد مى‏شود و همان لحظه مى‏فرمايد كه پدرم وارد شد و مرا در آغوش گرفت و پريشانى مرا بوسيد و فرمود: فرزند دلبندم ديدى آنچه خدا وعده فرموده بود؟ اين همان وعده الهى است اين كاخ منزل تو و شوهرت و فرزندان شما است و اين جايگاه متعلق به دوستان شما است از خواب بيدار شد و رؤياى شيرين خود را به حضرت اميرالمؤمنين عليه‏السلام نقل كرد، مولاى متقيان عليه‏السلام دانست كه به زودى همسرش از دستش خواهد رفت و به بهشت اعلا منتقل خواهد شد. پس از ديدن اين خواب بود كه مكرر اين دعا را مى‏خواند:
يا حى يا قيوم برحمتك استغيث فاغثنى اللهم زحزحنى عن النار و ادخلنى الجنة والحقنى بابى محمد صلى الله عليه و آله. (2)

اى خداوند زنده و پاينده به رحمت تو پناه مى‏برم پس به فريادم برس بار خدايا مرا از آتش جهنم دور گردان و به بهشت وارد كن و مرا به پدرم حضرت محمد صلى الله عليه و آله ملحق گردان. وقتى در همان حال حضرت على عليه‏السلام به بالينش آمد و به وى فرمود عافاك الله و ابقاك. اى دختر پيامبر خداوند تعالى تو را به سلامت و باقى نگه دارد. گفت يا اباالحسن به زودى پدرم را ملاقات نموده و به او ملحق مى‏شوم.

1ـ الصديقة للعلامة المقرم/ 105
2ـ دلايل الامامه طبرى 46

[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 20:20 ] [ م.امیری ]
روایتی از امام موسی کاظم(ع) در مورد حضرت مهدی(عج)


ظهور تو بی تردید بزرگ‏ترین جشن عالم خواهد بود و عاقبت جهان را ختم به خیر خواهد کرد.


دل به امید صدایی که مگر در تو رسد

ناله‌ها کـــرد در این کوه که فرهاد نکرد

راستش را به ما نگفتند یا لااقل همه‏ی راست را به ما نگفتند.

گفتند: تو که بیایی خون به پا می‌کنی، جوی خون به راه می‌اندازی و از کشته پشته می‌سازی و ما را از ظهور تو، ترساندند.

درست مثل اینکه حادثه ای به شیرینی تولد را کتمان کنند و تنها از درد زادن بگویند.

ما از همان کودکی، تو را دوست داشتیم. با همه فطرتمان به توعشق می‌ورزیدیم و با همه وجودمان بی تاب آمدنت بودیم.

عشق تو با سرشت ما عجین شده است و آمدنت، طبیعی‏ترین و شیرین‏ترین نیازمان بود.

اما... اما کسی به ما نگفت که چه گلستانی می‌شود جهان، وقتی که تو بیایی.

همه، پیش از آنکه نگاه مهرگستر و دست‌های عاطفه تو را توصیف کنند، شمشیر تو را نشانمان دادند.

آری، برای اینکه گل‌ها و نهال‌ها رشد کنند، باید علف‌های هرز را وجین کرد و این جز با داسی برنده و سهمگین، ممکن نیست.

آری، برای اینکه مظلومان تاریخ، نفسی به راحتی بکشند، باید پشت و پوزه ظالمان و ستمگران را به خاک مالید و نسلشان را از روی زمین برچید.


ادامه مطلب
[ شنبه 2 اردیبهشت1391 ] [ 19:55 ] [ م.امیری ]

راهی آسان برای به دست آوردن آرامش...

 
 

ادامه مطلب
[ جمعه 28 بهمن1390 ] [ 16:40 ] [ م.امیری ]

تقصیرمن است که توکم میایی

وقتی که شوم اسیرغم میایی

این جمعه وجمعه های دیگرحرف است

آدم بشوم توشنبه هم میایی

[ پنجشنبه 20 بهمن1390 ] [ 16:48 ] [ م.امیری ]

شاید بعضی ازشما دیده باشیدبرخی ائمه جماعات دررکوع آخر نمازشان این ذکر رامیگویند:«اَللَّهُمَّ صَلِّ عَلى‏ مُحَمَّدٍ وَ الِ مُحَمَّدٍ وَ تَرَّحَّم عَلی عَجزِنا وَ اَغِثنا بِحَقِّهِم». این دستورالعملی است که خود آقا امام عصر(عج الله)دردیدار باآیت الله مرعشی نجفی به ایشان فرمودندکه دررکوع های نماز بویژه رکوع اخر تاکید کردند بخوانید

ترجمه آن ذکر این است:بارالها درودبرمحمدوآلش بفرست وبرعجز وناتوانی مارحم کن وبه حق محمد وآل او به داد ما برس

اما ماجرای ملاقات آیت الله مرعشی نجفی باامام زمان(عج)



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 20 بهمن1390 ] [ 15:30 ] [ م.امیری ]

عفو و غفران

 

این تفاوت را با مثالی بیان می‎کنم:

فرض کنید که در حق یکی از دوستان، بدی کرده‎ایم. حال می‎خواهیم از او طلب بخشش کنیم. که این بخشش به دو صورت است:

1- می‎گوید: می‎بخشمت اما دیگر نمی‎خواهم ببینمت و دوستی‎امان به پایان می‎رسد و به زبان عامیانه یعنی دیگه جلوی چشمم نباش.

2- می‎گوید: می‎بخشمت و از آن پس به ما محبت می‎کند و لطف و صفا دارد. و انگار که هیچ اتفاقی نیافتاده است.

عفو یعنی بخشش از نوع اول. وقتی از خدا طلب عفو می‎کنیم یعنی این که گناهان ما را ببخشد. و اگر مورد قبول واقع شود، خدا فقط می‎بخشد و دیگر کاری به ما ندارد و محبت و لطفش را از ما دریغ می‎دارد.

ولی اگر پس از بخشش خطا و گناهمان، لطف و محبتش را شامل حالمان نماید؛ غفران نام می‎گیرد.

نتیجه این که: عفو الهى، نادیده گرفتن و به حساب نیاوردن لغزش‎ها و خطاها و عیب‎ها، و محو آثار نامطلوب آنهاست.

و غفران الهى عبارت است از افاضات و رحمت‎هایى که به دنبال نادیده گرفتن لغزش‎ها و خطاها و عیوب، متوجه انسان مى‏گردد و او را تکمیل مى‏کند و نقایص و عیوب وجودى وى را برطرف مى‏نماید.

غفران بعد از عفو است. عفو نادیده گرفتن بدی‎هاست و غفران، برطرف کردن آنها از وجود گناهکار و تبدیل آنها به خوبی‎ها و کمالات است.

عفو الهی، انسان را از سقوط و هلاکت نجات مى‏دهد و غفران الهى، به گناهکار پر و بال عطا مى‏کند و بالا می‎برد.

لذاست که اگر عفو و گذشت خدا نباشد، انسان با شکست روبرو شده و کنار زده مى‏شوند، و اگر غفران خداوند نباشد، آنها پیشرفت بازمانده و متوقف مى‏گردند.

پس حواسمان باشد که در دعاهایمان، از خدای مهربان بخواهیم که عفو و مغفرتش را توامان شامل حالمان نماید.

[ شنبه 1 بهمن1390 ] [ 20:53 ] [ م.امیری ]

 

امام حسن

صاد مثل صبر؛ مثل صلح؛ کاف مثل کریم اهل بیت.

کیسه‌های زر، سرخ شده‌اند از روی تو. دینار و درهم به قطره‌های باران می‌ماند که باید بچکد؛ باید بریزد بر سفره‌های گرسنه، بر دست‌های نیازمند. این تواضع نیست که به تو آبرو داده است؛

این تویی که به تواضع آبرو داده‌ای. این زهد نیست که به تو آبرو داده است؛ این تویی که به زهد آبرو داده‌ای. این بخشش نیست که به تو آبرو داده است؛

این تویی که به بخشش آبرو داده‌ای. گچ‌ ها سیاه می‌شوند برای از تو نوشتن. شرمنده، خورشید است که خوب نتابیده است؛ شرمسار، آسمان است که خوب نباریده است. دست‌های تو آبرو دادند به جود و کرم. آموزگار، دست‌های توست که می‌نویسند،‌ که می‌بخشند.


ادامه مطلب
[ شنبه 1 بهمن1390 ] [ 20:32 ] [ م.امیری ]

تصاوير جديد زيباسازی وبلاگ , سايت پيچك » بخش تصاوير زيباسازی » سری ششم www.pichak.net كليك كنيد

اگر دروغ رنگ داشت ؛

هر روز شايد ؛

ده ها رنگين کمان در دهان ما نطفه ميبست

و بيرنگي کمياب ترين چيزها بود

اگر شکستن قلب و غرور صدا داشت؛

عاشقان سکوت شب را ويران ميکردند

اگر براستي خواستن توانستن بود ؛

محال نبود وصال !

و عاشقان که هميشه خواهانند؛

هميشه ميتوانستند تنها نباشند

..........



ادامه مطلب
[ پنجشنبه 22 دی1390 ] [ 23:38 ] [ م.امیری ]
 

اى آفتاب مهر! افزون بر یك هزاره است كه خورشید جمالت‏بر ایوان هستى ما نتابیده و ما منتظران شیفته تو چشم بر آسمان ولایت دوخته و به انتظار طلوع آفتاب عدالت نشسته‏ایم .

مولاى من! دلسوختگان وادى عشقت، دشت‏هاى طلب و معرفت و عشق را درنوردیده و بر آستانه فنا رسیده‏اند . بر ما تشنگان وادى فنا، جرعه‏اى از ساغر مهر تو عین بقاست . ما باده پرستان میخانه عشق، در انتظار پیمانه‏اى از دست دلبریم .

به غیر از راه میخانه، رهى دیگر نداند دل

كه مست از جام عشق است و بسى مستانه مى‏سوزد

بگردان دور مشتاقان، سبوى عشق را ساقى

ز شور و جذبه آن مى، لب و پیمانه مى‏سوزد

حجاب از چهره بگشاى و دمى از حجله بیرون آ

زلیخاى دل ما بین، چه سان دیوانه مى‏سوزد

اى زیباترین گلواژه دیوان عشق! تو چون غزال رمیده در غزل رام گشته و مطلع یك شعر خوب و عاشقانه خواهى شد . تو تفسیر واژه «عشق‏» گردیده و در دیوان عشق براى همیشه جاودانه خواهى ماند .

اى ماه من! چه زیباست هر شب با خیال روى تو آرمیدن و هر نیمه شب آفتاب دیدن .

چه زیباست نقد جان را با عشق تو سودا نمودن و نرد عشق با تو باختن!

چه زیباست كشته مسلخ عشق تو بودن و بر آستان مهر تو جان سپردن!

اى غمگسار غمزدگان!

گویند كه ماواى تو در دل شكستگان است .

اى دوست! خراب‏آباد دل ما، جز با حضور سبز تو آباد نمى‏شود و ما ویرانه‏نشینان كوى عشق در انتظار «رجعت‏سبز» توایم .

[ دوشنبه 19 دی1390 ] [ 12:17 ] [ م.امیری ]

امروز ظهر شیطان را دیدم! نشسته بر بساط صبحانه و آرام لقمه برمیداشت... گفتم: ظهر شده، هنوز بساط کار خود را پهن نکرده ای؟ بنی آدم نصف روز خود را بی تو گذرانده اند... شیطان گفت: خود را بازنشسته کرده ام. پیش از موعد! گفتم: به راه عدل و انصاف بازگشته ای یا سنگ بندگی خدا به سینه می زنی؟ گفت: من دیگر آن شیطان توانای سابق نیستم. دیدم انسانها، آنچه را من شبانه به ده ها وسوسه پنهانی انجام میدادم، روزانه به صدها دسیسه آشکارا انجام میدهند. اینان را به شیطان چه نیاز ............!!!!!!!

[ چهارشنبه 30 آذر1390 ] [ 14:6 ] [ م.امیری ]

نمازازدیدگاه حضرت علی
در روايات آمده است که هرگاه کار سختي براي حضرت علي (ع) ‌پيش مي آمد، ابتدا ‌دو رکعت نماز مي خواند و از خداوند كمك مي خواست.
در يکي از جنگها، تيري به علي (ع) اصابت کرد، چنان که سر تير در داخل استخوان ماند و موجب درد و ناراحتي شديد شد. طبيبان هرچه سعي کردند، نتوانستند آن را خارج كنند. يكي از افراد معالج گفت تا گوشت و پوست را نشكافند، اين پيکان نيز جدا نمي شود. افرادي از نزديكان علي (ع) كه سجاياي او را مي شناختند و مي دانستند که او شيفته ذات الهي است، گفتند: اگر چنين است بايد صبر کنيد تا علي وارد نماز شود، آنگاه تير را جدا کنيد، زيرا که او در نماز چنان در ياد خدا غرق مي شود که گويي در اين جهان بسر نمي برد. ساعاتي گذشت تا هنگام نماز فرا رسيد. آنگاه که علي (ع) غرق در مناجات با خدا شد، فرد معالج آمد و تير را از بدن علي (ع) خارج كرد. در اين حال، علي (ع) همچنان در حال نماز بود. هنگامي که نماز را به پايان رساند و سلام داد، فرمود: درد من کمتر شده است. دوستان او ماجرا را تعريف کردند و با تعجب پرسيدند چگونه هيچ دردي را احساس نکردي؟ علي (ع) فرمود: در آن ساعاتي که من درحال مناجات با پروردگارم، اگر جهان زير و رو شود و يا بر بدن من تيغ زنند، از نماز چنان لذت مي برم که به درد تن توجه ندارم.»


ادامه مطلب
[ جمعه 25 آذر1390 ] [ 15:27 ] [ م.امیری ]
.: Weblog Themes By Pichak :.

درباره وبلاگ

رهبرم ! سربازان و جان بر كفان تو یكی دو تا نیستند، ما دهها و صدها نفر نیستیم، ما دهها هزار و صدها هزار نفر نیستیم، ما میلیونها نفریم. ما دهها و صدها میلیون نفریم كه در ایران و در سرتاسر جهان گوش به فرمان تو هستیم، ما همه آزادگان جهانیم!
الحمدلله الذی جعلنا من المتسمکین

بولایت امیرالمومنین علی بن ابیطالب
والائمه المعصومین علیهم السلام
اللهم احفظ قائدنا امامنا الخامنه ای

الی ظهور المهدی
عجل الله تعالی فرجه الشریف

....سلام به همه ی دوستان عزیز....

لطفا ما را با نظرات ارزشمند خود در پیشبرد هرچه بهتر این وبلاگ راهنمایی فرمایید

امکانات وب



انواع کد های جدید جاوا تغییر شکل موس